تبلیغات
یک فنجان چای داغ - مناسبات جمهوری اسلامی ایران و اسرائیل پس از جنگ سرد (2002-1991)

بسم الله الرحمن الرحیم

=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=

مناسبات جمهوری اسلامی ایران و اسرائیل پس از جنگ سرد2002-1991))

=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=

الف) سرآغاز

ب)سیاست خارجی اسرائیل در قبال ایران‏

ج)سیاست خارجی ایران در قبال اسرائیل‏

د)حادثه 11 سپتامبر 2001(20 شهریور 1380)و مناسبات ایران واسرائیل

تبیین نظری سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران نسبت به‏ اسرائیل‏

بازدید کنندگان گرامی:

برای مطالعه ی شرح سر تیتر ها به ادامه ی مطلب توجه فرمایید


الف : سرآغاز

فروپاشی شوروی و پایان نظام بین‏المللی دو قطبی،شرایط جدیدی را در خاورمیانه رقم زد.در محیط جدیدی كه از سال 1991 در منطقه خاورمیانه‏  پدید آمد،آغاز مذاكرات صلح از مهم‏ترین پیامدها بود.در مجموع،آغاز فرایند صلح میان اعراب و اسرائیل و احتمال موفقیت آن،موجب شد تا نیاز سابق‏ اسرائیل به ایران در چارچوب دكترین پیرامونی بن گوریون در مواجهه با كشورهای عربی مرتفع گردد.

بسیاری از دست اندر كاران اسرائیلی بر این باور بودند كه از آنجا كه برقراری صلح با كشورهای عربی غیر ممكن است،در نتیجه اسرائیل باید پیوندها و ارتباطاتش با ایران را ادامه دهد.(1)اما مذاكرات‏ صلح مادرید نشان داد كه برقراری صلح با اعراب غیر ممكن نیست.از این‏ زمان است كه اسرائیل رویكرد جدیدی نسبت به جمهوری اسلامی ایران اتخاذ نمود.

جمهوری اسلامی ایران به عنوان مهم‏ترین تهدید برای اسرائیل تلقی شده‏ و خصومت با ایران را به طور آشكار بیان گردید.سیاست خارجی اسرائیل در این‏مقطع بر اساس در انزوا قرار دادن ایران(دقیقا در راستای سیاست خارجی‏ آمریكا نسبت به ایران)قرار گرفت.(2)

از سوی دیگر،پیامد مستقیم فروپاشی شوروی و آغاز مذاكرات صلح‏  خاورمیانه این بود كه موقعیت جمهوری اسلامی ایران را در خاورمیانه تضعیف‏  نموده و این كشور را وادار ساخت تا سیاست خارجی خاورمیانه‏ای خود را از  حالت تهاجمی به حالت تدافعی تغییر دهد.به عبارت دیگر،آغاز مذاكرات‏ صلح خاورمیانه به عنوان یكی از پیامدهای عمده فروپاشی شوروی،برای‏ جمهوری اسلامی ایران وضعیت جدیدی را به وجود آورد كه این كشور را  مجبور ساخت تا سیاست مقابله جویانه و تهاجمی خویش در خاورمیانه را به‏ سیاستی بیشتر تدافعی و تا حدی انفعالی دگرگون سازد.جمهوری اسلامی‏ ایران از یك سو مجبور شد تا نسبت به كشورهای عربی سیاستی بیشتر  مسالمت جویانه در پیش گیرد.تلاش‏های ایران برای بهبود مناسبات خویش با كشورهای عربی در این مقطع قابل توجه است.(3)از سوی دیگر،مخالفت با رژیم صهیونیستی و اقدام در جهت تضعیف آن باید به شیوه‏ای جدید صورت‏ می‏گرفت.هر چند ایران در ابتدا با فرایند صلح خاورمیانه به شكلی صریح‏ مخالفت ورزید،اما بعد اعلام كرد كه به رغم باور ایران مبنی بر این كه فرایند مذاكرات كنونی منجر به برقراری صلح عادلانه در منطقه نخواهد شد،اما بر سرراه مذاكرات صلح خاورمیانه مانعی ایجاد نمی‏كند.

 

ب)سیاست خارجی اسرائیل در قبال ایران‏:

طرح خاورمیانه بزرگ توسط شیمون پرز، در راستای گسترش سلطه اسرائیل بر منطقه خاورمیانه و محاصره ایران طرح گردید.اسرائیل پس از فروپاشی‏ شوروی دریافت كه باید به هر شكل ممكن ایران را منزوی گرداند تا بدین‏  شكل بتواند امنیت خود را حفظ كند.امضای قرارداد صلح اسلو با فلسطینی‏ها در 1993 و سپس صلح با اردن در 1994،تلاش اسرائیل برای ورود به آسیای‏ مركزی و قفقاز،آغاز اتحاد استراتژیك میان اسرائیل و تركیه،ورود اسرائیل به‏ خلیج فارس به بهانه اجلاس اقتصادی خاورمیانه،و همچنین گسترش مناسبات‏ اسرائیل با چین و هندوستان،همگی در راستای محاصره ایران صورت‏ می‏گرفت.از سوی دیگر اسرائیلی‏ها با استفاده از لابی قدرتمند یهود در آمریكا  سعی وافر داشتند تا از هر گونه بهبود روابط ایران و آمریكا جلوگیری به عمل‏ آورده و برعكس خصومت طرفین را افزایش دهند.

البته باید توجه داشت كه به رغم این سمت گیری در سیاست خارجی‏ اسرائیل،در این كشور دو دیدگاه نسبت به ایران وجود دارد.مطابق یك‏ دیدگاه،ایران مهم‏ترین تهدید نسبت به امنیت اسرائیل بوده و نگرانی عمده‏ای‏نسبت به دسترسی ایران به سلاح‏های هسته‏ای،موشك‏های بالستیك و دیگر سلاح‏های كشتار جمعی ابراز می‏دارد.(4)

افزون بر این،دیدگاه بر این باور است كه در واقع ایران جنگ با اسرائیل را از طریق حزب اللّه لبنان آغاز كرده‏ است.همچنین ایران به عنوان حامی جهاد اسلامی و حماس در سرزمین‏های‏ اشغالی، نگرانی فزاینده‏ای را در تل آویو به وجود آورده است.این دیدگاه‏ همچنین ابراز می‏دارد كه به سبب این كه دیگر عراق نمی‏تواند بازدارنده قدرت‏ ایران باشد،اسرائیل باید این نقش را به ویژه در راستای منافع آمریكا در خاورمیانه ایفا نماید.(5)

دیدگاه دوم عكس این را بیان می‏دارد،بدین شكل كه ایران را یك خطر و تهدید جدی برای اسرائیل نمی‏داند و بر این باور است كه مخالفت ایران با اسرائیل صرفا در حد حرف و شعار بوده و جامه عمل به خود نمی‏پوشاند.این‏ دیدگاه بر این باور است كه همچنان ایران یك متحد طبیعی برای اسرائیل در  مقابل تهدیدهای عربی محسوب می‏گردد.هواداران این دیدگاه بر این باورند كه تهدید عراق برای ایران بیشتر از تهدید اسرائیل برای این كشور است و در نتیجه،اهداف ایران از برنامه تسلیحاتی‏اش فراتر از مسأله آمادگی برای‏ رویارویی با اسرائیل می‏باشد.(6)در هر حال،نگارنده بر این باور است كه بر پایه شواهد موجود،سیاست خارجی اسرائیل در حال حاضر نسبت به ایران بر مبنای دیدگاه اول قرار دارد.

 

ج)سیاست خارجی ایران در قبال اسرائیل‏:

پس از فروپاشی شوروی، تغییر عمدتاً محسوسی در سیاست خارجی جمهوری‏ اسلامی ایران رخ نداد.به عبارت دیگر،هر چند تغییر نظام بین‏الملل‏  محدودیت‏ها و فشارهای زیادی را در محیطی كه ایران در آن می‏زیست به‏ وجود آورده بود،اما ایران می‏خواست بی‏اعتنا به این محدودیت‏ها و فشارها، سیاست خارجی خویش را به پیش ببرد.با این حال،شاید دو تغییر عمده در جهت گیری سیاست خارجی ایران در این مقطع زمانی قابل توجه باشد.نخست،همان گونه كه رمضانی نیز بیان داشته،تأكید بر سیاست نه شرقی-نه‏ غربی جای خود را به تأكید بر سیاست هم شمالی،هم جنوبی داد.(7)

این‏ بدین معنا نیست كه ایران به سمت وابستگی به ابر قدرت‏ها حركت كرد،بلكه‏ بدین معناست كه چون دیگر ابر قدرت شرق به معنا و مفهوم جنگ سردی آن‏ دیگر وجود نداشت،ایران به سمت شمال و جنوب خود توجه بیشتری نمود.

در این سمت گیری جدید،ایران همچنان با آمریكا درگیر بود.

دوم این كه ایران در سیاست خارجی خویش بیشتر به سمت واقع بینی و عمل گرایی حركت كرد و از این رو ثبات و امنیت منطقه‏ای كه ایران در آن‏  می‏زیست،به ویژه منطقه شمالی(آسیای مركزی و قفقاز)و منطقه جنوبی‏ (خلیج فارس)در اولویت سیاست خارجی ایران قرار گرفت.از این رو،ایران‏ دریافت كه برای این كه در ثبات و امنیت منطقه‏ای نقش داشته باشد،باید برخی‏ از بن بست‏های دیپلماتیك گذشته خویش را كه ریشه در فضای سال‏های اول‏ انقلاب اسلامی داشت،برطرف نماید.مهم‏ترین كاری كه دولت ایران در این‏ارتباط انجام داد،تلاش برای رهایی گروگان‏های غربی در لبنان بود.پس از یك فرایند طولانی مذاكرات و تلاش‏ها توسط ایران،بالأخره در اواخر سال‏ 1991،كلیه گروگان‏های غربی(به استثنای دو گروگان آلمانی)در لبنان آزادگشتند.(8)

از این زمان ایران تلاش جدی نمود تا مناسبات خویش با كشورهای عربی‏ را بهبود بخشیده و مستحكم‏تر نماید.این تلاش نه تنها برای بهبود روابط با كشورهای عربی خلیج فارس بلكه با كشورهای عربی دیگر چون مراكش و مصر نیز صورت پذیرفت.بدیهی بود كاری كه در ابتدای انقلاب انتظار تحقق‏ آن بود یعنی تشكیل جبهه‏ای ایرانی-عربی در مقابل اسرائیل،می‏توانست با یك دهه تأخیر در این مقطع زمانی اتفاق افتد.این امر نیز محقق نگشت كه‏ البته ارتباط زیادی به دیپلماسی ایران نداشت.حمله عراق به كویت و سپس‏ تشكیل ائتلاف بین‏المللی به رهبری آمریكا،زمینه را برای هژمونی ایالات‏ متحده در خاورمیانه فراهم ساخت.در راستای تحكیم این هژمونی بود كه‏ آمریكا كنفرانس صلح مادرید را برای برقراری صلح در منطقه خاورمیانه برقرار كرد و اسرائیلی‏ها و اعراب،مذاكرات صلح خاورمیانه را آغاز نمودند.

این امر برای سیاست خارجی ایران كه مبتنی بر عدم شناسایی اسرائیل و تلاش برای نابودی آن بود،یك مانع جدی ایجاد می‏كرد.كشورهای عربی كه‏ طرف اصلی منازعه با اسرائیل بودند،به دنبال برقراری صلح با آن برآمدند.به‏ ویژه با امضای پیمان صلح اسلو در سال 1993 میان فلسطینی‏ها و اسرائیلی‏ها، سیاست خارجی ایران با دشواری عظیم‏تری مواجه گشت.اما در مجموع،ایران‏ همچنان با اسرائیل به مخالفت پرداخت و مذاكرات صلح را بی‏نتیجه قلمداد كرد.تنها عدم موفقیت مذاكرات صلح بود كه قدرت مانور ایران در منطقه‏ خاورمیانه را حفظ می‏كرد و تا حال حاضر نیز حفظ كرده است.

 

د)حادثه 11 سپتامبر 2001(20 شهریور 1380)و مناسبات ایران واسرائیل‏:

گویی حادثه 11 سپتامبر 2001(20 شهریور 1380)در جهت منافع اسرائیل در منطقه خاورمیانه اتفاق افتاد.این حادثه تروریستی فرصت مناسبی را در اختیار  اسرائیل قرار داد تا دشمنی خویش با ایران را تشدید نماید.بلافاصله در این‏ مقطع بود كه لابی صهیونیستی تلاش نمود تا آمریكایی‏ها را تشویق نماید كه‏ عامل اصلی این حركت تروریستی،ایران بوده است.پس از عدم موفقیت در این امر،اسرائیل سعی كرد تا ایران را به عنوان حامی اصلی تروریسم در روابط بین‏الملل در تیررس حملات آمریكا قرار دهد.نتیجه این تلاش،قرار گرفتن‏ ایران در«محور شرارت»توسط بوش بود.به عبارت دیگر،اسرائیل نقش بسیار عمده‏ای در اعلام ایران به عنوان یكی از كشورهای محور شرارت ایفا نمود.(9)

با توجه به روندهای كنونی نظام بین‏الملل،جمهوری اسلامی ایران در وضعیت دشواری قرار گرفته است.اسرائیلی‏ها تمام تلاش خود را به كار بسته‏اند تا به شكلی بتوانند ضربه‏ای عمده بر ایران حال چه از طریق ایالات‏ متحده و چه از طریق خود وارد نمایند.به نظر می‏رسد مناسبات دو كشور در حال ورود به مرحله جدیدی است كه بیشتر مقابله جویانه و منازعه آمیز خواهد بود.در این شرایط،ایران با حفظ استقلال سیاست خارجی خویش باید بسیار محتاطانه‏تر عمل نماید تا در تیررس آمریكا یا اسرائیل قرار نگیرد.با دیپلماسی‏ ضعیف ایران در حال حاضر،كه هر چند به عوامل متعددی برمی‏گردد،اما عامل اصلی آن عدم انسجام داخلی(در تدوین اهداف و تصمیم گیری در سیاست خارجی)است،نمی‏توان انتظار داشت كه تهدید جدی آمریكا و اسرائیل كمتر شود و به نظر می‏رسد این تهدید روز به روز افزایش می‏یابد.

 

تبیین نظری سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران نسبت به‏ اسرائیل‏:

همان گونه كه قبلا بیان شد،سه پارادایم عمده در روابط بین‏الملل یعنی‏ واقع گرایی،لیبرالیسم،و سازنده گرایی به دنبال تبیین رفتار و سیاست خارجی‏ دولت‏ها در قالب همكاری و منازعه می‏باشند.در مقالات قبلی  چنین استدلال‏ نمودیم كه سیاست شاه نسبت به اسرائیل در قالب پارادایم راسیونالیست-ماتریالیست به طور عام و پارادایم واقع گرایی به طور خاص قابل تبیین است.

حال پرسش اساسی این است كه كدام پارادایم بهتر می‏تواند قطع روابط ایران‏ با رژیم صهیونیستی پس از وقوع انقلاب اسلامی و تأسیس جمهوری اسلامی‏ ایران،را تبیین نماید.از دید نگارنده،پارادایم واقع گرایی و یا حتی پارادایم‏ لیبرالیسم نمی‏تواند قطع روابط ایران و اسرائیل را پس از پیروزی انقلاب‏ اسلامی تبیین نماید.

همان گونه كه بیان شد،با فروپاشی نظام شاهنشاهی و استقرار جمهوری اسلامی در ایران،شعارهای انقلابی و اسلامی كه بدیل‏ سیاست‏های شاه در منطقه خاورمیانه بود،طرح گردید.شعارها و مواضع ضد اسرائیلی در پیش گرفته شد.همچنین شعارهایی برای اقدام عملی بر ضد رژیم‏ صهیونیستی صادر گردید و شعار آزادی قدس به شكل شعار محوری در سیاست خارجی ایران درآمد.در مجموع،سیاست خارجی جمهوری اسلامی‏ ایران در منطقه و به ویژه در مورد اسرائیل،جدا از ملاحظات ژئوپلیتیك و با ملاحظات دینی،انقلابی و ایدئولوژیك طراحی گردید.

اما چگونه می‏توان این تغییر را تبیین نمود.برای این كار نگارنده از پارادایم‏ سازنده گرایی استفاده می‏برد.مطابق این نظریه،باید به فهم این كه دولت‏ها چه‏ تصوری از منافع خویش و شرایط محیط اطراف خود دارند پرداخت.از دید سازنده گرایان،هنجارها هستند كه دولت‏ها را ساخت می‏دهند و موجب‏ می‏شوند آنها فهمی خاص از منافع خود به دست آورند.به عبارت دیگر، هنجارها سازنده هویت و منافع دولت‏ها هستند.بدین ترتیب،هویت و منافع‏ دولت‏ها یك بر ساخته اجتماعی است كه بر رفتار آنها تأثیر تعیین كننده‏ای دارد.

سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران نسبت به رژیم صهیونیستی در این‏ چار چوب بیشتر قابل فهم است.جمهوری اسلامی ایران بدون در نظر گرفتن‏ شرایط ژئوپلیتیك به قطع رابطه با رژیم صهیونیستی پرداخت و خط مشی‏ای را در خاورمیانه در پیش گرفت كه در قالب پارادایم‏های راسیونالیست-ماتریالیست قابل فهم نبود.مطابق نظریه سازنده گرایی،عامل تعیین كننده رفتار جمهوری اسلامی ایران نسبت به اسرائیل،فاكتورهای عینی مادی نبود،بلكه‏ هنجارهایی بود كه تأثیر مستقیم بر منافع و هویت ایران اسلامی گذاشته بود.

این هنجارها عبارتند از فهم‏های جمعی كه از بازیگران(در اینجا دولت‏ها) توقع نوعی رفتار مناسب را دارند.

یكی از«دگرهای»عمده جمهوری اسلامی ایران كه شكل دهنده هویت آن‏ بود،ضدیت با رژیم صهیونیستی بود.به عبارت دیگر،اسلامیت نظام اسلامی با ضدیت با اسرائیل(و همچنین آمریكا)تعریف شده بود.رهبران انقلاب‏ اسلامی مدعی بودند كه صهیونیسم همراه با امپریالیسم بر ضد اسلام توطئه‏ می‏نمایند،اسلامی كه مظهرش جمهوری اسلامی ایران بود.

برای فهم این نكته،اشاره به برخی فرمایشات حضرت امام خمینی(ره)خالی از فایده نیست.امام در پیام‏ها و سخنرانی‏های خویش به وضوح این‏ مسأله را نشان داده‏اند.هشدار نسبت به خطر صهیونیسم بین‏الملل برای اسلام‏ و انقلاب اسلامی،اسلام زدایی توسط اسرائیل،دشمنی اسرائیل با اساس اسلام، خطر اسرائیل برای همه خاورمیانه و سرزمین‏های اسلامی،مقاصد شوم اسرائیل‏ برای حكومت بر كشورهای مسلمین از نیل تا فرات،لا مذهب بودن‏ صهیونیست‏ها،حمایت استعمارگران از اسرائیل،حمایت آمریكا از شاه و اسرائیل،و غیره همگی نشان دهنده فهمی است كه جمهوری اسلامی ایران از خویش و رفتار مناسبی كه باید انجام دهد،دارا بوده و می‏باشد.(10)

قطع رابطه ایران با اسرائیل بلافاصله پس از بازگشت امام از پاریس به‏ تهران،بازگشایی سفارت فلسطین در ایران،انتقاد شدید نسبت به قرار داد صلح‏ كمپ دیوید میان مصر و اسرائیل و قطع رابطه با كشور مصر،اعلام این كه‏ هدف اصلی ایران پس از شكست عراق،آزاد سازی قدس است،مخالفت با  هر گونه سازش میان اعراب و اسرائیل و همچنین آرزوی نابودی رژیم‏ صهیونیستی،همگی نشان دهنده تصوری است كه جمهوری اسلامی ایران از خود و اقدامات«مناسبی»كه باید انجام دهد،داشت.

با توجه به این نحوه فهم از خود،می‏توان سیاست خارجی جمهوری‏ اسلامی ایران نسبت به اسرائیل را بهتر درك كرد.جمهوری اسلامی مانند هر حكومت دیگر دارای یك كد اجتماعی‏ است كه هویت خاص آن را نشان‏ می‏دهد و كنش‏های سیاسی‏اش را تقویت می‏نماید.این كد اجتماعی كه نشان‏ دهنده ترجیحات ارزشی حكومت است،موجب می‏شود تا اقدام به كنش‏هایی‏ خاص نماید.بنابراین،كنش‏های جمهوری اسلامی نسبت به اسرائیل(یا سیاست خارجی ایران در قبال اسرائیل)در راستای بیشینه سازی تركیبی از این‏ ارزش‏ها و ترجیحات ارزشی قرار می‏گیرد.بدین معنا سیاست خارجی دیگر به‏ معنای استراتژی‏هایی برای هدایت كنش‏های دولت در جهت بیشینه سازی‏ مادیات صرف نیست،بلكه تلاشی است برای كسب آنچه كه در عرصه جهانی‏ خوب می‏پندارد.(11)

بدیهی است كه یكی از امور اساسی كه جزئی از هویت جمهوری اسلامی‏ ایران است و طبعا آن را خوب می‏پندارد و در صدد تقویت آن بر می‏آید، حمایت از فلسطین و مخالفت با اسرائیل است.این ارزش در رقابت با ارزش‏های دولت‏های دیگر قرار می‏گیرد.به طور كلی می‏توان گفت همه‏ دولت‏ها دارای ارزش‏هایی هستند كه در عرصه بین‏المللی به رقابت می‏پردازند.

از این رو،سیاست بین‏الملل به یك عرصه رقابت ارزش‏ها می‏ماند كه در آن‏ حركت‏ها كمتر توسط شرایط عینی و مادی محیطی و بیشتر توسط داوری‏های‏ فردی دولت‏ها درباره آن شرایط تعیین می‏شوند.در این محیط،تصورات و پندارهای دولت‏ها در مورد این كه سره و ناسره چیست،می‏باشد كه شكل دهنده‏ كنش‏هایشان است.

به امید ظهور مولی و سرورمان حضرت ولی عصر (عج) که صد البته نزدیک است.


پی نوشت ها:

1.    .بنگرید به:

Hardesty,"U.S.Policy and Israel,s Changed View of Iran",U.S.-Iran.1993 August,5.No,1.Review,Vol

2.    .برای نمونه بنگرید به:Aras,Turkish-Israeli-Iranian Relations in the Nineties:Impact on the

.200 June,3.Middle East,Middle East Policy,Vol.Vll,No

3.    .بنگرید به،انوشیروان احتشامی،سیاست خارجی ایران در دوران سازندگی،

ترجمه متقی و پوستین چی(تهران:مركز اسناد انقلاب اسلامی،1378).

4.    .بنگرید به:

,Louis Rene Beres,Israel,Iran,and Prospects For Nuclear War in the Middle EastUri Lubrani,"Iran V.The West:The,1993 Spring,2,No,21.Strategic Review,Vol.Internet,1997,15 View From Israel",May

مقاله برس با عنوان«اسرائیل،ایران و دورنمای جنگ هسته‏ای در خاورمیانه،در فصلنامه بررسی‏های نظامی،سال پنجم،شماره 17،بهار 1373،به فارسی برگردانده‏ شده است.

5.    .بنگرید به افرایم سنیه،«خطری كه در پشت افق پنهان است»،نداء القدس،شماره 7،15/1/1376.

6.    .وحید عبد المجید،«رابطه ایران و اسرائیل در سایه واقعیت‏ها»،ترجمه باقری،هفته نامه سیاسی-اقتصادی نكته،سال اول،شماره 12،16 شهریور 1378.

7.    .K.Ramazani,"Iran's Foreign Policy:Both North and South",Middle East.26412-393.pp,(1992 Summer)3.No,46.Journal,Vol

8.    .200.Shireen Hunter,Iran From the August..."p.

همچنین بنگرید به،«مذاكرات سری ایران و اسرائیل»،ترجمان سیاسی،سال پنجم، شماره 8،6/11/1378.

9.    .بنگرید به:.2002,12 Iran and the Axis of Evil",The New YorkTimes,February"

10.                       .بنگرید به،فلسطین از دیدگاه امام خمینی(تهران:مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام‏خمینی،1378).

11.                       .این تعریف از سیاست خارجی به عنوان تلاش در جهت كسب آنچه را كه‏ یك دولت در عرصه جهانی خوب می‏داند،از منبع ذیل اخذ كرده‏ام، Lerche and Abdul Said,Concepts of International Politics in Global.22.p,(1979,.Perspective)Englewood Cliffs:Prentice-Hall Inc




طبقه بندی: بیشتر بدانیم،  سیاسی، 
برچسب ها: جمهوری اسلامی ایران، مناسبات جمهوری اسلامی ایران و اسرائیل پس از جنگ سرد (2002-1991)، جنگ سرد (2002-1991)،