تبلیغات
یک فنجان چای داغ - هنوز هم هر کجا که می رویم، می پرسند مسلمانی یا بهائی؟

هنوز هم هر کجا که می رویم، می پرسند مسلمانی یا بهائی؟

"قاسمعلی نوریان" 38 ساله از اهالی روستای ایول و عضو شورای این روستا از حضور جدی بهائیان در روستای ایول می گوید: «قبل از انقلاب خیلی کوچک بودم. آنچه که پدران و پدر بزرگانمان برای ما تعریف کرده اند، حکایت از ظلم بهائیان در حق اهالی روستا دارد. از سال 1330 تمامی شب های نیمه شعبان را جشن می گرفتیم. از وقتی که بهائیان وارد روستا شدند، در این شب ها بلند گوهایمان را می گرفتند و پرچم هایمان را می شکستند.»

شفافیت: بهائیان اصالتاً اهل همین روستا بودند یا اینکه از جای دیگری آمده بودند؟

نوریان: اهل همین روستا بودند اما جدشان به نام "عبدالباقی روحانی" در سفری به شیراز فریب خورده و بهائی شده بود. وقتی به روستا برگشت، نزدیکان و بستگان خود را که چهار خانوار بودند، بهائی کرد. بعدها شش خانوار بهائی دیگر از روستاهای اطراف به ایول آمدند.

شفافیت: بهائیانی که در روستا زندگی می کردند، چه رفتاری با سایر اهالی داشتند؟

نوریان: بهائیان در حق اهالی ظلم بسیاری کردند. آنها هر سه شنبه شب، یک محفل داشتند که جوانان ما را به بهائی شدن تشویق می کردند. خانم های بهائی با بدترین وضع پوشش در روستا می گشتند تا جوانان را منحرف کنند، تا جایی که پدربزرگ من که آدم با خدایی بود چند بار به والدین آنها می گفت: مگر شما روسری ندارید سرتان کنید؟ من پول می دهم، روسری بخرید. آنها حتی آب فاضلابشان را به سمت تنها چشمه روستا هدایت می کردند.

شفافیت: در مراسم مذهبی مانند نیمه شعبان و ماه محرم چطور برخورد می کردند؟

نوریان: ما در عزاداری امام حسین (ع)، در روزهای تاسوعا و عاشورا علم گردانی داریم. آنها جلوی ما را می گرفتند. در مراسم مذهبی بلندگوهایمان را قطع می کردند و می گفتند فقط خودتان بشنوید، ما نمی خواهیم بشنویم! بی جهت مردم را اذیت می کردند و به ساواک گزارش می دادند که مسلمانان به ما بد و بیراه می گویند و به نخست وزیر توهین می کنند، تا آنجا که ساواک چند جوان را دستگیر کرد. یکی از آنها به نام "تیمور نوریان"، عموی من بود که به بدترین شکل شکنجه شد. آنها تا زمان انقلاب به همین کارها ادامه دادند و بعد از انقلاب، در سال 60 متواری شدند.

شفافیت: درباره دیگر اقدامات اسلام ستیزانه آنها بیشتر توضیح دهید:

نوریان: کلاً کار تبلیغی زیاد انجام می دادند. چهار پنج خانوار بهائی که در روستا ساکن بودند، می خواستند 10 خانوار مسلمان ساکن را هم بهائی کنند اما شخص باسوادی در مقابل مبلغ مسلمان ها نداشتند.  به همین دلیل، یک شب زمستانی با پای پیاده به سنگسر استان سمنان رفتند و یک مبلغ بهائی آوردند که تا صبح با مبلغ ما بحث کرد اما در نهایت تسلیم شد و سحرگاه از روستا فرار کرد.

شفافیت: پس از ترک روستا، بهائیان باز هم به اینجا آمده اند؟

نوریان: وقتی که می خواستند بروند، نامه دادند که اگر ما مسلمان شدیم برمی گردیم در غیر اینصورت دیگر نمی آییم. اما چند سال پیش با چند مأمور از پاسگاه آمدند و دیوارهای باقیمانده را خراب کردند و چوب هایش را فروختند و به ما رسید هم دادند اما باز هم به بهانه های مختلف  به روستا آمدند.

شفافیت: مطمئناً بهائیان در این روستا زمین زراعی هم داشته اند، آنها برای سرکشی به آن زمین ها می آیند؟

نوریان: زمین که خیلی نداشتند. کل زمین هایشان به 8 تا 10 هکتار می رسد ولی از آن استفاده نمی کنند.

شفافیت: یعنی زمین هایشان اکنون بدون استفاده مانده و مصادره نشده است؟

نوریان: زمین ها مصادره نشده اما مردم هم از آنها استفاده نمی کنند، اهالی این روستا، افراد مؤمنی هستند. من خودم تراکتور دارم. یکبار بهائیان به روستا آمدند و از تراکتور من فیلم گرفته و شایع کردند که این آقا با تراکتور، زمین های ما را شخم زده است. اصلاً چنین چیزی نبود. خدا شاهد است که من در عمرم تراکتور داخل زمین بهائی نبردم.

شفافیت: شما چیزی از جریان سال گذشته درباره اینکه بهائیان گفته بودند"روستاییان، خانه هایشان را آتش زدند" شنیده اید؟

نوریان: مردم سراغ خانه های آنها نرفتند. آنها بعد از انقلاب از این روستا رفتند و خانه هایشان به مرور تخریب شد. خانه های این روستا از کاهگل است. همین الآن که ما در خانه هایمان هستیم و زندگی می کنیم، خود به خود خراب می شوند، چه برسد به اینکه چند سال آنها را رها کنی.

شفافیت: پس شما در این تخریب دست نداشتید؟

نوریان: به هیچ وجه. مردم ایول در تخریب این خانه ها دست نداشتند. این خانه ها به مرور زمان خراب شده اند، بر اثر بارندگی زیاد و طوفان. اینجا شش ماه از سال برف می بارد.

شفافیت: بهائیان مدعی شدند که سال گذشته مردم خانه هایشان را آتش زدند؟

نوریان: اصلاً چنین چیزی صحت ندارد.

شفافیت: شما تصاویری را که از شبکه های ماهواره ای مثل بی بی سی پخش شد، دیده اید؟

نوریان: نه، ما خود این تصاویر را ندیده ایم اما اخبار آن را  از اقواممان در شهر شنیده ایم. ما هر کجا که می رویم و می گوییم از روستای ایول آمده ایم، از ما می پرسند مسلمانی یا بهائی؟ و ما باید قسم بخوریم که مسلمانیم. خدا لعنتشان کند، مردم این روستا را گرفتار کرده اند.




طبقه بندی: بیشتر بدانیم،  سیاسی،  اجتماعی،