تبلیغات
یک فنجان چای داغ - واقعه بدشت و نقش قره العین
تاریخ : چهارشنبه 28 دی 1390 | 11:06 ق.ظ | نویسنده : امیر حسین عربان

واقعه بدشت و نقش قره العین

 

در جهان امروز به ویژه در منطقه خاورمیانه حوادثی در حال وقوع است که ناشی از انقلاب مردم مسلمان ایران به رهبری امام امت، خمینی کبیر (ره) است که طی آن توانستند حکومت دست نشانده قدرت های استعماری و استکباری را در 22 بهمن ماه 1357 به خاطره ها بسپارند و نظامی نو بر پایه اندیشه و آموزه های اسلامی بنا نهند.

 از همان آغاز حکومت انقلابی و اسلامی مردم ستمدیده ایران اسلامی، دسیسه های استعماری قوت گرفت تا حدی که برای مقابله با انقلاب نو پای اسلامی از هیچ کوششی فرو گذار نکردند زیرا به خوبی درک کرده بودند که این انقلاب و پیروزی آن مرهون اندیشه مهدوی و باورهای شیعی درباره  امام عصر (ع)است. لذا از همان ابتدای پیروزی انقلاب، درگیری ها و مناقشات و فرقه سازی ها و دسیسه های استعماری در ایران و منطقه خاورمیانه آغاز گردید. البته این اقدامات استعماری حرکت جدیدی نبود بلکه از گذشته های دور به علت باور به مهدویت در اسلام و به ویژه در نزد شیعیان، جاری و ساری بود. در این میان جریان فرقه سازی از اوج و گسترش ویژه ای برخوردار بوده و هست.

ادامه ی این مطلب جذاب را از دست ندهید:

واقعه بدشت و نقش قره العین

 

در جهان امروز به ویژه در منطقه خاورمیانه حوادثی در حال وقوع است که ناشی از انقلاب مردم مسلمان ایران به رهبری امام امت، خمینی کبیر (ره) است که طی آن توانستند حکومت دست نشانده قدرت های استعماری و استکباری را در 22 بهمن ماه 1357 به خاطره ها بسپارند و نظامی نو بر پایه اندیشه و آموزه های اسلامی بنا نهند.

 از همان آغاز حکومت انقلابی و اسلامی مردم ستمدیده ایران اسلامی، دسیسه های استعماری قوت گرفت تا حدی که برای مقابله با انقلاب نو پای اسلامی از هیچ کوششی فرو گذار نکردند زیرا به خوبی درک کرده بودند که این انقلاب و پیروزی آن مرهون اندیشه مهدوی و باورهای شیعی درباره  امام عصر (ع)است. لذا از همان ابتدای پیروزی انقلاب، درگیری ها و مناقشات و فرقه سازی ها و دسیسه های استعماری در ایران و منطقه خاورمیانه آغاز گردید. البته این اقدامات استعماری حرکت جدیدی نبود بلکه از گذشته های دور به علت باور به مهدویت در اسلام و به ویژه در نزد شیعیان، جاری و ساری بود. در این میان جریان فرقه سازی از اوج و گسترش ویژه ای برخوردار بوده و هست.

نقطه عطف فرقه سازی استعمار برمی گردد به قرن دوازدهم هجری قمری که برابری می کند با قرن هیجدهم میلادی. در این قرن اگر چه فرقه سازی در وهله اول یک اقدام داخلی به نظر می رسید لکن این جریان منشأ و رویکردی خارجی و استعماری دارد. شاخص ترین جریان سازی های فرقه ای، بابیت و بهائیت در ایران و وهابیت در شبه جزیره عربستان است.

هدف استعمار از ساختن و پرداختن این جریان، تضعیف اسلام بود که  ابتدا با حذف و نابودی تمامی کتب دینی و تفسیری و بنا قرار دادن بافته های ذهنی سرکردگان این جریان در بین جوامع مسلمان آغاز شد، به طوری که میرزا علی محمد شیرازی کتاب بیان را تنها کتاب معتبر و قابل رجوع اعلام کرد و سایر منابع را منع نمود و  سپس انهدام و نابودی تمام ابنیه و بقاع روی زمین از کعبه در مکه گرفته تا قبور انبیاء و ائمه و مساجد و حتی کلیسا و کنیسه ها در سراسر عالم را واجب دانسته است. می بینیم که عیناً این اقدامات نیز از آموزه های سرکرده وهابیت است زیرا به محض یافتن قدرت، آنها نیز چنین کردند. جریان بابیت و بهائیت در ایران طبق خواسته قدرت های سلطه از اسلام عبور کردند و در سال 1264 هجری قمری اعلام نسخ اسلام نمودند که البته پرداختن به این اقدام در خور توجه ویژه ای است. لذا در این مقاله سعی شده است که به چیستی و چگونگی اجرای آن و همچنین به عامرین و عاملین آن پرداخته شود.

 

مقدمات واقعه بدشت:

بعد از اینکه میرزا علی محمد شیرازی با توجه به وسوسه های جاسوس انگلیس ملاحسین بشرویه ای(1) در 5 جمادی الاولی 1260 ه.ق مدعی باب امام غایب عجل الله تعالی فرجه شریف می گردد، در شیراز آشوبی به پا شده و مردم خواستار تنبیه مسبب واقعه می شوند. حاکم شیراز برای برگرداندن آرامش به شهر دستور می دهد عامل این تهییج خاطر مردم را که شخصی به نام میرزا علی محمد، فرزند میرزا رضا بزاز بود، دستگیر و در مجلسی با حضور امام جمعه مورد بازخواست قرار دهند.(2) میرزا علی محمد که توان پاسخ گویی را نداشت از گفته خویش پشیمان شده و توبه می کند. لیکن بعد از مدتی توبه خویش را شکسته و مدعی آنچه گفته بود می شود تا اینکه در قلعه ماکو زندانی شد.

میرزا علی محمد در زمان زندانی بودنش در ماکو با مریدانش مکاتبه و ملاقات می کرد. نبیل زرندی در کتاب خود موسوم به "تاریخ نبیل"، به این مسئله اعتراف دارد و اظهار می دارد پیروان باب دسته دسته به ماکو می آمدند و بدون هیچ ممانعتی با وی ملاقات می کردند. از جمله افرادی که با میرزا علی محمد شیرازی ملاقات می کردند مرتبطین با سفارت روس و انگلیس، چون ملاحسین بشرویه ای بودند. میرزا علی محمد شیرازی در مکاتبه هایی که با زرین تاج قزوینی داشت از وی نیز تقاضا می کند که برای آزادی از زندان تبلیغات نماید.  این ارتباط موجب شد که فکر آزادی علی محمد شیرازی از زندان توسط زرین تاج در ذهن مریدان نقش بندد و یکی ازمسائل مورد مذاکره در اجتماع بدشت، رهایی میرزا علی محمدشیرازی از زندان باشد. طرحی در اختیار پیروان باب گذاشته شده بود که اگر می توانستند به خواسته خود که همانا فراری دادن علی محمد از زندان ماکو بود برسند، وی را به عثمانی و یا روسیه تزاری گسیل دارند.

حاج میرزا آقاسی، صدر اعظم محمد شاه که از مراوده باب با پیروان خویش  و برخی افراد خاص مطلع شده بود، از بیم اجرای توطئه ای از سوی مریدان با همدستی بعضی مأموران حکومتی، میرزا علی محمدشیرازی را از ماکو دور ساخته و به چهریق (روستایی نزدیک شهر ارومیه معرف به قلعه چهریق) اعزام نمود. بدین سان نقشه فراری دادن علی محمد شیرازی با شکست مواجه شد.

لیکن فراخوان تجمع بابی ها در روستای بدشت، از سوی دو نفر از اولین افرادی که به ادعاهای علی محمد شیرازی موسوم به باب ایمان آورده و به حروف حی معروف شده بودند و نفر سومی به نام میرزا حسینعلی نوری، فرزند خزانه دار محمد شاه قاجار- که بعد ها مجری اصلی اوامر دولتین روس و انگلیس گردید و توانست مأموریت خود را به نحو مطلوبی به سرانجام رساند- برای آزادی میرزا علی محمد شیرازی از زندان در بدشت صورت گرفت.

این شکست باعث نشد که عامرین و عملین این حرکت ضد ملی از کرده خود پشیمان و منصرف شوند بلکه به دنبال این حرکت، بحران های جدیدی را در آن ایام که ایران از منظر سیاست خارجی و مشکلات داخلی و همچنین فوت محمد شاه در وضعیت فوق العاده بسر می برد به کشور وارد ساخته و مصائب جدی تری را تحمیل کردند.

 

اجتماع بدشت:

پیروان میرزا علی محمد شیرازی به تحریک زرین تاج قزوینی و میرزا محمدعلی بارفروش و میرزا حسینعلی نوری برای آزادی علی محمد شیرازی-باب- در منطقه بدشت اجتماع نمودند؛ اجتماعی که در اقدامات حکومتی نسبت به بابی ها بی تأثیر نبود و از سویی می توان از آن به عنوان نقطه عطفی در آینده فتنه گری جریان انحرافی یاد کرد.

 "میسیو نیکلا" معتقد است ضرورت این تجمع به دلایل متعددی احساس می شد. اولاً ترس از فشارهای وارده بر پیروان علی محمد شیرازی و خروج آنها از حلقه مریدی و اعلام برائت از وی که منجر به از هم گسستن جریان بابی گری می گردید. ثانیاً می بایستی مرحله دیگری از جریان انحرافی آغاز می شد و روی دیگر این جریان به جامعه نشان داده می شد و ضمناً در چنین وضعیتی نیاز مبرمی به مظلوم نمایی و خون ریزی داشتند تا بدین وسیله ادعاهای میرزا علی محمد باب ترویج پیدا کند. همچنین وضعیت میرزا علی محمد شیرازی به مرحله خطرناکی رسیده بود و وی دیگر تحمل زندان را نداشت و هر آن احتمال داشت به واسطه یاوه گویی هایش به دست عدالت سپرده شود. باید چاره ای می اندیشیدند.(3) لذا تجمع در روستای بدشت را برای برون رفت از بحران به وجود آمده برای این جریان انتخاب نمودند.

روستای بدشت از شمال به كوه های بسطام و دامنه كلاته، از مشرق به خیرآباد، از طرف جنوب به قریه سعیدآباد، از طرف مغرب به باغ زندان و شاهرود محصور است و در تقسیمات كشوری اكنون جزء دهستان زیراستاق از توابع شاهرود می باشد. این روستا در آن زمان محل تلاقی سه محور مازندران، خراسان و تهران بوده و در نزدیک ترین مکان به مرزهای سیاسی دو دولت ایران و روسیه قرار داشت. در این اجتماع، میرزا حسینعلی نوری، 81 نفر از بابی ها را به منظور نسخ شریعت اسلام  به مدت 22روز میزبانی كرد.(4)

اعلام نسخ اسلام آرزویی بود که از همان ابتدا که ملاحسین بشرویه ای، علی محمد شیرازی را مجاب ساخته بود تا مدعی بابیت گردد در درونش موج میزد. لیکن به دلیل ترس از مقابله علما و مردم، او را از چنین اقدامی باز می داشت. عباس افندی-دومین سرکرده بهائیت و فرزند میرزا حسینعلی- ترس از اعلام نسخ اسلام توسط میرزا علی محمد باب را ناشی از تقیه وی می دانست. (5)

از آنجایی که بسیاری از مریدان باب که در بدشت حضور یافته بودند، مسلمان شیخی مسلک بوده و اعتقادشان این بود که مقام باب، همان مقام رکن رابع است، خود را آماده جان نثاری در راه ادعا های کذب علی محمد شیرازی که با توجه به آموزه های شیخیه خود را رکن رابع و یا همان باب امام عصر معرفی کرده بود، می کردند.

شب هنگام بین سرکرده های جریان انحرافی که خود را آماده یک اتفاق مضحک می کردند، جلساتی به نام اسم شب با حضور زرین تاج قزوینی، میرزا علی بارفروش و میرزا حسینعلی نوری، سه لیدر غائله بدشت، برگزار می شد. در این جلسات با دستور جلسه ای که از قبل تهیه شده بود، خود را آماده می ساختند تا هر چه سریعتر اعلام نسخ و پایان شریعت اسلام نمایند.(6) در ضمن، برنامه های روز بعد نیز مصوب و تدوین می‌شد. همچنین میرزا حسینعلی نوری نوشته هایی خطاب به بابیان حاضر در آن اجتماع می‌نوشت و آنان را برای پذیرش اعلام نسخ اسلام آماده کرده و هر روز حکمی از احکام اسلام را بدین ترتیب لغو می‌کرد‌. هیچگاه بابیان به هویت نویسنده‌ و یا نویسندگان این نوشته‌ها پی نبردند. میرزا حسینعلی در همین نوشته ها خود را "بهاء"، زرین‌تاج قزوینی را "طاهره" و میرزاعلی بار فروش را "قدوس" نامید.(7) در این هنگام بودکه سرکردگان این اجتماع بنا به دستور اربابان خود، مقام بابیت علی محمد شیرازی را به قائمیت ارتقا داده و ادعا کردند که باب همان مهدی موعود است و مقامی فراتر از پیامبران و اوصیای قبل دارد. همچنین طبق قرار قبلی ادعا کردند که او می‌تواند در احکام گذشته تغییراتی ایجاد کند و فروع دین را تغییر دهد. نظریه ای که بهائیان امروز نیز به جدّ بر آن تأکید دارند.

در آن چند روز که این اجتماع برقرار بود، گفتگوهای خصوصی بین لیدرهای جریان انحرافی بدشت و بحث و مشاجرات جدی پیرامون چگونگی اعلام نسخ شریعت اسلام به وجود آمده و باعث اختلاف نظر بین ایشان شده بود. (8) اما در این میان از آنجایی که زرین تاج که حالا به طاهره معروف گشته و در آرزوی اعلام نسخ اسلام بسر می برد، خود را کاندید اعلام این نظریه نمود و از عواقب آن نیز واهمه ای نداشت. زیرا در گذشته ای نه چندان دور و در زمانی که در عتبات عالیات مقیم بود، درصدد اثبات ادعاهای میرزا علی محمد باب برآمده و به شدت‌ به دنبال عملی شدن نظریه نسخ اسلام بود (9) که با مقاومت های علمای اعلام روبرو شده و حالا بهترین زمان برای رسیدن به آرزوهایش بود.

اجرای سناریوی از پیش طراحی شده:

هدف اصلی لیدرهای جریان بابی در روستای بدشت، گذر از اسلام بود. با توجه به این هدف بود که از ابتدا برای تحقق بخشیدن به این امر میرزا حسینعلی نوری، سه باغ در این روستا اجاره کرد و هر باغ را در اختیار یکی از لیدرها قرار داد. یک باغ را به زرین تاج قزوینی، باغ دیگر را به میرزاعلی بار فروش و سومی را به خود اختصاص داد که هر کدام، یاران خود را در آن باغ ها جای دهند، در بین این سه باغ فضای بازی نیز قرار داشت.

در جلسات موسوم به اسم شب این سه لیدر جریان انحرافی اولاً می بایستی میرزا علی محمد شیرازی را از باب امام غایب گذر داده و به پیروان بگویند که وی خود مهدی موعود است، ثانیاً اعلام نسخ اسلام و شریعت نمایند و ثالثاً کتاب بیان را جایگزین قرآن نمایند. زرین تاج قزوینی معتقد بود که قبل از اینکه به این صراحت مطالب گفته شود باید با شیوه ای آرام و نرم، قوانین اسلامی را منسوخ و سپس قوانین مطروحه در بیان را جایگزین آن قرار داد تا در اذهان جمع مورد پذیرش واقع شود و مقاومتی در برابر این اراده صورت نپذیرد.

لیکن میرزاعلی بارفروش تردید داشت چون وی معتقد بود که پیروان میرزا علی محمد شیرازی همه مسلمان و صادقند و ما با دسیسه، آنها را به این راه کشانده ایم و طرح چنین اظهاراتی خطرناک است. زرین تاج قزوینی با نظر میرزاعلی بارفروش مخالف بود. وی بر این باور بود که تعلل در اجرای این امر، خطر بزرگی را به همراه خواهد داشت. همچنین معتقد بود با اجرای این طرح خواهند دانست چه کسانی با آنها همراه اند و چه کسانی نیستند. اما آن دو لیدر جریان، خلاف نظر زرین تاج قزوینی را داشتند و معتقد بودند اولین کلمه علیه قرآن، شورش در اردوگاه به همراه خواهد آورد و وضعیت را کاملاً وخیم خواهد کرد. در اینجا بود که طاهره و دیگر سرکردگان این جریان به عمق فاجعه پی بردند.

اگر نمی توانستند این صحنه ها را خوب اجرا کنند حتماً جریانی را که با هدایت دیگران به پا کرده بودند با شکست روبرو می شد و از سویی سه سال زحمتی که کشیده بودند همه به ناگاه برباد می رفت. اینجا بود که طاهره تمام آرزوهای خود را بر باد رفته می دید که ناگهان یک تدبیری به ذهنش خطور کرد و آن را برای میرزا حسینعلی نوری و میرزاعلی بارفروش بیان کرد. طرحی که زرین تاج قزوینی اندیشیده بود از نظر آن دو نیز مورد قبول واقع شد.

زرین تاج طرح خود را چنین توضیح داد: من یک زن هستم. اگر بعد از اعلام نسخ اسلام توسط متعصبین داخل اردوگاه کشته شوم، خونم را در راه تحقق این جریان داده ام و این باعث می گردد در بین افراد هیجان ایجاد شود و از سویی نگاه اسلام به زن یک نگاه ویژه ای است؛ در صورت ارتداد، وی را محکوم به مرگ نمی داند بلکه به کیفر آُان تری محکوم می کنند.  (10) اینگونه بود که تدبیر، نزد آن دو لیدر دیگر نیز مورد مقبول واقع گردید.

قرار بر این شد که کل افراد اردوگاه در مکانی جمع شوند  و زرین تاج در آنجا طی یک سخنرانی، اعلام نسخ اسلام و شریعت نماید. زرین تاج قزوینی طبق روال همیشگی در پشت پرده ای نازک خطاب به اعضای جریان انحرافی مجتمع در روستای بدشت به سخنرانی پرداخت. این سخنرانی با دفعات قبل تفاوت های فاحشی داشت زیرا این بار وی با آرایش به همراه زیور آلات  و برتن کردن لباسی نازک و سفید به میان جمع افراد فریب خورده آمده بود. وی به دو خدمتکار خود دستور داده بود که هر گاه در ضمن سخنرانی اشاره کردم، دو سوی پرده را از بند آزاد کرده تا پرده از میان من و مخاطبین کنار رود.

اینگونه پرده بین گوینده و مخاطب به کنار می رود و مخاطبین شاهد صحنه ای می شوند که هیچگاه تصورش را نداشتند.

زرین تاج سخنرانی خود را آغاز کرد و در این مجلس برخلاف جلسات پیشین سعی نمود که نطقش همراه با عشوه و غمزه و جذبه توأم باشد تا مورد توجه بیشتری واقع شود و به این منوال بتواند قائمیت میرزا علی محمد شیرازی و نسخ اسلام را اعلام کند.

در یک آن اشاره نمود و خدمتکار آنچه را که مأمور بود انجام داد و پرده حائل میان مخاطب و سخنران به یکباره به کنار رفت. در این لحظه برخی حضار از روی شرم سرها را پایین انداخته و برخی نیز با چشمانی گشاده به وی زل زده و دل به دلبر سپرده بودند.(11) در همین موقع بین اعضای بابی که شاهد این ماجرا بودند همهمه ای پیچید. برخی از حضار چون شیخی مسلک بوده و از ابتدا به امید یاری رساندن به امام زمان گرد باب جمع شده بودند، راه خود را از بابیه جدا کرده و مجلس را ترک گفتند. آنها هرگز باب را دارای ویژگی‌های حضرت مهدی(عج) نمی‌دانستند و قائمیت او را نپذیرفتند.(12) یکی از مشهورترین آنها فردی به نام عبدالخالق اصفهانی بود که با دیدن این صحنه های مستهجن، با خنجری گلوی خود را چاک داد و خون آلود از اجتماع بدشت گریخت!(13) به این ترتیب، استعمار توانست با هدایت جریان بدشت، بحران های پیاپی را بر این کشور وارد سازد به این امید که شاید بتواند ایران را مستعمره خود سازد، لکن این خواسته دشمن با وجود در صحنه بودن علمای اعلام و بصیر همچون میرزای شیرازی، شیخ فضل الله نوری، آخوند خراسانی و ...  تا زمان سقوط قاجار هیچگاه نتوانستند به خواسته خود برسند.

این فرقه از دوران شکل گیری تاکنون همچون یک ساز موسیقیایی هر ازگاهی و در مواقع مورد لزوم، در میان سازهای قدرت های سلطه علیه مردم و کشور ایران، به نواختن آموزه های ضد ملی و ضد هویتی پرداخته است و توانسته در تاریخ پر فراز و نشیب این سرزمین، نقش ستون پنجم را برای دولت های استعماری به خوبی ایفا کند.

 ضروری است، برای تنویر اذهان در رابطه با شخصیت و اقداماتی که زرین تاج قزوینی که حالا طاهره نامیده می شود، با توجه به  اسناد و مدارک تشکیلات بهائیت  مطالبی ارائه شود تا خوانندگان محترم با یکی از سرکردگان تشکیلات سیاسی- جاسوسی  بهائیت آشنایی پیدا کنند. در همین راستا شفافیت در شماره های بعدی خود بخشی را به این امر اختصاص می دهد.

 

پی نوشت:

1-      Narrative of a mission to Bokhara, in the years 1843-1845, to ascertain the fate of Colonel Stoddart  and Captain Conolly‏‫/ by the Rev. Joseph Wolff/ New York‏‫: Harper and Brothers‏‫، 1845‏‫=1224

2-     مطالع الانوار، نبیل زرندی، ترجمه و تلخیص عبدالحمید اشراق خاوری، مؤسسه ملی مطبوعات امری، تهران، 134بدیع، ص12.

3-     مذاهب ملل متمدنه: تاریخ سید علی محمد معروف به باب، مسیو نیكلا، اصفهان، بی نا،1322.

4-     مطالع الانوار، نبیل زرندی، ترجمه و تلخیص عبدالحمید اشراق خاوری، مؤسسه ملی مطبوعات امری، تهران، 134بدیع، ص269.

5-     مکاتیب عبد البهاء، جلد اول، بی نا، بی تا، ص237.

6-      مذاهب ملل متمدنه: تاریخ سید علی محمد معروف به باب، همان، ص 290.

7-     مطالع الانوار، همان، ص270.

8-     عبدالحسین آواره، الکواکب الدریه فی مآثر البهائیه، مصر 1342/1923، ص ۱۲۹.

9-      Abbas Amanat , Resurrection and renewal: the making of the Babi movement in Iran , 1844-1850, Ithaca 1989  

10- نظر به اینکه خانم ها از لحاظ سازمان دفاعی و فکری نوعاً با مردها متفاوت اند و زودتر تحت تأثیر قرار می گیرند، چنانچه مرتد شوند، اسلام برای آنها کیفر آسانتری قرار داده است.

11- مذاهب ملل متمدنه: تاریخ سید علی محمد معروف به باب، همان.

12- قرن بدیع، شوقی ربانی، ص 95.

13- مطالع الانوار، همان، ص272.




طبقه بندی: بیشتر بدانیم،  سیاسی،  اجتماعی،