تبلیغات
یک فنجان چای داغ - جستارى در علم سحر و جادو در قرآن و حدیث
تاریخ : چهارشنبه 21 دی 1390 | 07:29 ب.ظ | نویسنده : امیر حسین عربان

سحر در اصطلاح، امرى شگرف است كه به امر خارق‏ العاده شباهت دارد، اما خود، امرى خارق‏ العاده نیست زیرا اولاً آموختنى است و ثانیاً انجام آن با ارتكاب كارهاى زشت باعث مى‏ شود كه انسان مورد وسوسه‏ هاى شیطان قرار بگیرد.

اشاره‏:

یكى از علوم عجیب و غریب كه حقیقت و ماهیت آن ذهن بسیارى از انسان ها را به خود مشغول نموده است، «سحر و جادو» است. سحر واقعیتى است آموختنى و اثرگذار كه انجام آن بر عهده اراده و قدرت روح انسان است و تأثیر آن از منظر قرآن، حدیث و روانشناسى مورد تأیید و تصدیق است. در نوشتار حاضر به بررسى و شناخت ابعاد مختلف آن خواهیم پرداخت.

تعریف سحر:

«سحر» لفظى است عربى به معناى تغییر دادن ماهیت و صورت واقعى شى‏ء به امرى غیر حقیقى یا خیالى، مترادف آن در زبان فارسى «جادو»(1) و در زبان انگلیسى «Magic»(2) مى‏باشد. در هند باستان سحر را «یاتو،yatu» مى‏نامیدند. در زبان پهلوى «جادوك» و در ادبیات زردشتى به معناى «دروغ و دروغ‏ پرست» آورده شده است(3). در مقاییس‏ اللغة به معناى «خدعه و نیرنگ» آمده است كه حق را به صورت باطل در مى‏آورد.(4)

راغب اصفهانى در كتاب مفردات براى این واژه سه معنا ذكر كرده است :

1. خدعه و نیرنگ و خیال پردازى كه حقیقت ندارد، مانند آنچه شعبده‏باز از طریق چشمبندى انجام مى‏ دهد.

2. یارى شیاطین از طریق افعالى كه سبب نزدیكى به آنان مى‏شود.

3. آنچه به عنوان تغییر قیافه و شكل، مثل تغییر انسان به صورت حیوان مطرح است كه حقیقت ندارد و پندارى بیش نیست.(5)
سحر در اصطلاح ،امرى شگرف است كه به امور خارق ‏العاده شباهت دارد اما خود، خارق ‏العاده نیست، زیرا اولاً امرى آموختنى است و ثانیاً انجام آن با ارتكاب كارهاى زشت باعث مى‏ شود انسان مورد وسوسه قرار بگیرد. (6) قرطبى یكى از مفسران و محدثان بزرگ اهل سنت، گفته است: سحر عبارت است از نیرنگهاى مخصوص كه از فرط دقت و نازكى آن جز افراد خاص بدان نرسند و بیشتر آن خیال پردازى مى‏باشد كه عارى از حقیقت است و در چشم كسى كه به اسرار كار آگاه نباشد، بزرگ جلوه مى‏كند(7).

 ادامه ی این مطلب جذاب را از دست ندهید:


سحر در اصطلاح، امرى شگرف است كه به امر خارق‏ العاده شباهت دارد، اما خود، امرى خارق‏ العاده نیست زیرا اولاً آموختنى است و ثانیاً انجام آن با ارتكاب كارهاى زشت باعث مى‏ شود كه انسان مورد وسوسه‏ هاى شیطان قرار بگیرد.

اشاره‏:

یكى از علوم عجیب و غریب كه حقیقت و ماهیت آن ذهن بسیارى از انسان ها را به خود مشغول نموده است، «سحر و جادو» است. سحر واقعیتى است آموختنى و اثرگذار كه انجام آن بر عهده اراده و قدرت روح انسان است و تأثیر آن از منظر قرآن، حدیث و روانشناسى مورد تأیید و تصدیق است. در نوشتار حاضر به بررسى و شناخت ابعاد مختلف آن خواهیم پرداخت.

تعریف سحر:

«سحر» لفظى است عربى به معناى تغییر دادن ماهیت و صورت واقعى شى‏ء به امرى غیر حقیقى یا خیالى، مترادف آن در زبان فارسى «جادو»(1) و در زبان انگلیسى «Magic»(2) مى‏باشد. در هند باستان سحر را «یاتو،yatu» مى‏نامیدند. در زبان پهلوى «جادوك» و در ادبیات زردشتى به معناى «دروغ و دروغ‏ پرست» آورده شده است(3). در مقاییس‏ اللغة به معناى «خدعه و نیرنگ» آمده است كه حق را به صورت باطل در مى‏آورد.(4)

راغب اصفهانى در كتاب مفردات براى این واژه سه معنا ذكر كرده است :

1. خدعه و نیرنگ و خیال پردازى كه حقیقت ندارد، مانند آنچه شعبده‏باز از طریق چشمبندى انجام مى‏ دهد.

2. یارى شیاطین از طریق افعالى كه سبب نزدیكى به آنان مى‏شود.

3. آنچه به عنوان تغییر قیافه و شكل، مثل تغییر انسان به صورت حیوان مطرح است كه حقیقت ندارد و پندارى بیش نیست.(5)
سحر در اصطلاح ،امرى شگرف است كه به امور خارق ‏العاده شباهت دارد اما خود، خارق ‏العاده نیست، زیرا اولاً امرى آموختنى است و ثانیاً انجام آن با ارتكاب كارهاى زشت باعث مى‏ شود انسان مورد وسوسه قرار بگیرد. (6) قرطبى یكى از مفسران و محدثان بزرگ اهل سنت، گفته است: سحر عبارت است از نیرنگهاى مخصوص كه از فرط دقت و نازكى آن جز افراد خاص بدان نرسند و بیشتر آن خیال پردازى مى‏باشد كه عارى از حقیقت است و در چشم كسى كه به اسرار كار آگاه نباشد، بزرگ جلوه مى‏كند(7).

ماهیت و حقیقت سحر:

سحر، جز علوم غریبه است كه یادگیرى آن منجر به بروز اعمال غیر عادى از انسان مى‏ شود و علل و مبادى غیرمادى و نامحسوس دارد كه در بعضى موارد مطابق با واقعیت و در موارد دیگر مخالف آن است. انجام سحر و جادوگرى بر عهده اراده و قدرت روح انسان است و دایره آن در محدوده شعاع وجودى نفس پلید ساحران و كاهنان است.

از بارزترین مصادیق این علم، «علم سیمیا» است كه از آمیختن قواى ارادى با قواى مادى خاص براى دستیابى به تصرفات خاصى در امور طبیعى مانند تصرف در خیال كه آن را «جادوى چشم» مى‏گویند، بحث مى‏كند، همان عملى كه از مرتاضین و بعضى اشخاص بروز مى ‏كند و انسان ابتدا تصور مى‏كند كه برخلاف عادت و طبیعت است، ولى با دقت نظر معلوم مى‏ شود كه این عمل با اسباب طبیعى از قبیل تمرین و عادت همراه است كه منتها خلاف حقیقت را نشان مى‏ دهد و اشیایى را كه واقعیت خارجى ندارند در نظر معمول به صورت واقعى جلوه مى ‏دهد(8).
سحر، گاهى جنبه خدعه و چشم بندى دارد، گاهى در آن از عوامل تلقینى استفاده مى‏ شود و گاه با استفاده از خواص ناشناخته فیزیكى و شیمیایى بعضى از اجسام و مواد صورت مى‏گیرد و گاه از طریق كمك گرفتن از شیاطین است.

در طول تاریخ به داستان هاى زیادى در زمینه سحر و جادو برمى‏ خوریم. در عصر ما نیز كسانى كه به اینگونه كارها دست مى ‏زنند، كم نیستند. ولى چون بسیارى از خواص موجودات كه در گذشته بر توده مردم مخفى بود در زمان ما آشكار شده است و حتى كتابهایى در زمینه آثار اعجاب‏ انگیز موجودات مختلف نوشته ‏اند، قسمت زیادى از سحرهاى ساحران از دستشان گرفته شده است. مثلاً در شیمى امروز، اجسام بسیارى را مى‏ شناسیم كه وزنشان از هوا سبكتر است و اگر درون جسمى قرار داده شوند، ممكن است آن جسم به حركت درآید و كسى هم تعجب نكند حتى بسیارى از وسایل بازى كودكان امروز، شاید در گذشته یك نوع سحر به نظر مى ‏رسید. امروزه در سیرك ها نمایش‏ هایى مى‏ دهند كه شبیه ساحران گذشته است. امروز گاهى با استفاده از چگونگى تابش نور، آیینه‏ ها، خواص فیزیكى و شیمیایى اجسام، صحنه‏ هاى عجیب و غریبى به وجود مى‏ آورند كه تماشاچیان از تعجب انگشت به دهان مى‏گیرند.

در هر حال سحر چیزى نیست كه وجود آن را بتوان انكار كرد یا به خرافات نسبت داد چه در گذشته و چه در امروز.(9)

پیشینه سحر:

تاریخ شروع سحر و جادوگرى در زندگى بشر مشخص نیست، ولى اینقدر مى‏ توان گفت كه از زمان هاى خیلى قدیم این كار در بین مردم رواج داشته است(10).

از زمان‏هاى بسیار دور این احساس در بشر وجود داشته است كه او با موجودات شریر روبروست و در این مقابله و رویارویى، آیین‏ه اى جادویى را تنها سلاح خویش یافت. اسناد به دست آمده حاكى از این است كه این آیین در میان ساكنان رود دجله و فرات كه پنج هزار سال قبل از میلاد مسیح مى‏ زیسته ‏اند، رواج داشته است. كاهنان این قوم معتقد بودند كه در درون انسان نیروى خطرناكى وجود دارد كه از او محافظت مى‏كند اما در عین حال مى‏ تواند مخرب هم باشد و سحر و جادو در دست تبهكاران اسلحه منحرفى بود كه مى‏ شد از آن براى مقاصد پلید استفاده كرد(11).
جادوگرى تقریباً در همه‏ ى جوامع وجود داشته است و بیشتر نزد «كلدانى‏ ها»، «مصرى‏ ها»، «یونانیان» و «رومى ‏ها» معمول بود(12). در دوران امپراطور روم این علم قدرى به فلسفه نزدیك گردید و از همان زمان‏ها بود كه ریشه «كیمیاگرى» رشد كرد(13).
از اواخر قرون وُسطى‏ آیین‏ هاى شیطانى باب روز شد كه مهم‏ترین آنها «جادوى سیاه» بود. در این دوران جادوگرى انواع و اقسام بى‏شمار یافت و یهودى‏ ها آن را به كتاب مقدس در زمینه سحر و جادو مطرح كردند، سپس جادوى حروف را ساختند و در پى آن «فنون جادویى» در میان آنها باب شد(14). بعداً در عصر پیامبر اسلام‏ صلى الله علیه وآله یهودیان براى مبارزه با اسلام و مسلمانان، این فنون را به كار مى ‏بردند و براى اینكه به این كار مذموم رنگ دینى بدهند، آن را به برخى پیامبران بزرگ همچون سلیمان‏ علیه السلام اِسناد مى ‏دادند و سلطنت او را نشأت گرفته از سحر و ساحر جلوه مى‏ دادند(15).

البته سحر قبل از حضرت سلیمان‏ علیه السلام نیز وجود داشته است، زیرا هر پیامبرى كه مبعوث مى‏ شد، طاغوتیان تهمت سحر را متوجه او مى‏ كردند و حتى این اتهام در زمان حضرت نوح ‏علیه السلام وجد داشت: «كَذلِكَ ما أَتىَ الّذینَ مِنْ قَبْلِهِمْ مِنْ رَسُولٍ اِلّا قالُوا ساحِرٌ اَوْ مَجْنُونٌ»(16). «هیچ پیامبرى براى هدایت امت‏ هاى پیشین نیامد جز اینكه او را تكذیب كردند و گفتند او ساحر یا دیوانه است».

آنگونه كه تاریخ بیان مى‏ كند در زمان حضرت سلیمان‏ علیه السلام عده‏اى در سرزمین‏ او به جادوگرى پرداختند. از طرف آن حضرت تمام نوشته‏ ها و ورق‏پاره ‏هاى آنها جمع‏ آورى شد و در محل مخصوصى نگهدارى گردید. پس از رحلت حضرت سلیمان (ع) جمعى آنها را بیرون آوردند و شروع به ترویج جادوگرى نمودند و در ضمن، اعلام كردند كه وى پیامبر نبوده، بلكه یك جادوگر بوده است كه به كمك همین فنّ بر كشور و امور خارق ‏العاده مسلط شده است. این بود كه بنى‏ اسرائیل هم از آنان تبعیت كردند و در این میان سخت به سحر و جادو دل بستند و دست از تورات برداشتند(17).

از آغاز مسیحیت، كلیسا براى جلوگیرى از جادوگرى به مبارزه برخاست و چه‏ بسا كسانى بودند كه به اتهام این حرفه به دست اولیاى دین مسیح شكنجه و كشته مى‏شدند. (18) كلیساى مسیحى اعمال سحر و جادوگرى را حتى اگر به نیت خیر هم انجام مى‏شد، محكوم مى‏كرد. (19)
قبل از ظهور اسلام، اقوام عرب چنان با سحر و جادو خو گرفته بودند كه با آن زندگى مى‏ كردند و با آن مى‏ مردند. طلسم‏ ها نیرومندترین محافظین آنها به شمار مى‏رفت و حكیمان و عقلاى آنان با سرودهاى مقدس آینده را پیشگویى مى‏ نمودند. مردم عرب پس از آنكه پیامبر صلى الله علیه وآله دین جدید و كامل اسلام را آورد، باز هم دست از اعمال جادویى خود برنداشتند، بلكه آیاتى از قرآن را به اوراد و عزایم خود آوردند و بدین‏سان قدرت دین را با جادوى سنتى یك‏جا به كار گرفتند(20).

در زمان ما اعتقاد به این پدیده نه فقط در میان اقوام بدوى، بلكه در محافل متمدن دنیا هنوز هم رایج است و عمر بسیار طولانى آن نشان مى‏دهد كه ریشه‏ هاى عمیق در روح و افكار مردم دارد(21).

سحر از نگاه وحى:

سحر از دیدگاه قرآن كریم، واقعیتى است كه با انجام آن، یارى شیاطین، جلب مى‏ شود. این واژه و مشتقات آن بیش از پنجاه بار در معانى مختلف در قرآن كریم به كار رفته است كه با عنایت به مجموع آیات قرآن، اكثر مفسران این پدیده را به سه نوع، تقسیم مى‏كنند كه به دو نوع آن در قرآن، تصریح شده است و نوع سوم را با احراز شرایطى، تأیید كرده‏اند.

نوع اول، «سحر مؤثر» است كه حقیقت دارد و واقعاً روى اشیاء تأثیر مى‏ گذارد(22). چنانكه قرآن كریم مى ‏فرماید: «فقالَ اِنْ هذا الّا سحرٌ یؤثَر» «پس گفت این آیات قرآن چیزى جز سحر اثر بخش نیست.»

همچنین مفسران در آیه 102 سوره بقره، عبارت «... فَیَتَعَلَّمونَ مِنهما ما یُفَرِّقونَ بِهِ بَینَ المَرءِ و زَوجه...» را گواه بر وجود سحر مؤثر مى‏دانند، زیرا به نصّ قرآن كریم، خداوند متعال مى‏فرماید: «با آموخته‏ هاى خود، میان شخص و همسرش جدایى مى‏اندازند» و وقوع این جدایى دالّ بر تأثیر سحرى است كه به كار مى ‏برند.(23) نوع دوم، سحر مجازى یا «سحر تخییلى» است، یعنى ساحر پدیده‏اى را در نگاه و خیال مسحور، غیرواقعى جلوه مى ‏دهد. این نوع سحر، همان تردستى و چشم‏بندى است كه حقیقت ندارد چنان‏كه مى ‏خوانیم: «فَإِذا حِبالُهُمْ وَ عِصِیُّهُمْ یُخَیَّلُ إِلَیْهِ مِنْ سِحْرِهِمْ اَنَّها تَسْعى‏»(24) «پس ناگهان ریسمان و چوبدستى ‏ها بر اثر سحرشان در خیال او چنین مى‏ نمود كه آنها با شتاب مى‏ خزند».
نوع سوم «سحر شیمیایى» كه قبلاً هم اشاره شد. در اینگونه سحر، با برخى از مواد شیمیایى در برخى چیزها تغییراتى به وجود مى‏ آورند كه براى بیننده، غیرعادى است. انجام چنین كارى اگر مایه فریب مردم قرار نگیرد، اشكالى ندارد اما اگر براى نیت سوء مورد استفاده قرار گیرد، حرام است. به عنوان نمونه در تاریخ ساحران زمان حضرت موسى‏ علیه السلام مى‏ خوانیم كه آنها درون ریسمان و عصاهاى خویش مقدارى مواد شیمیایى مخصوص قرار داده بودند كه پس از تابش آفتاب و یا بر اثر وسایل حرارتى كه در زیر آن‏ها تعبیه كرده بودند، به حركت درمى ‏آمدند و تماشاگران خیال مى‏كردند آنها زنده شده‏اند، اما چون این كار به منظور اغفال مردم انجام مى‏شد، مورد مذمت واقع شده است. زیرا یك نوع كارشكنى بود در برابر هدف پیامبرصلى الله علیه وآله(25).

منشأ كفر:

سحر و جادو از بدترین پدیده ‏هاى روحى است كه به هر صورتى درآید، با كفر همراه است، چنان كه اگر با انحراف فكرى و الحاد عقیدتى همراه باشد، با كفر اعتقادى همراه است. كفر اعتقادى در جایى است كه انسان به تأثیر مستقل سحر معتقد باشد، اما اگر كسى در مقام عقیده موحد و از اعتقاد به تأثیر استقلالى آن مبرّا بود ولى در مقام عمل به كار گرفت، مبتلا به كفر عملى، یعنى معصیت بزرگ شده است. نه از آن جهت كه به دیگرى ضرر مى‏ رساند و اِضرار به غیر معصیت است، بلكه خود سحر، خواه اثر بكند یا نكند، معصیت بزرگى است. به هر تقدیر، شیاطین با تعلیم و تعلّم سحر، در اعتقاد و عمل، كفر مى ‏ورزند(26). زیرا قرآن كریم افزون بر اثبات كفر براى شیاطین، منشأ كفر آنان را تعلیم سحر معرفى مى‏كند. بنابراین، سحر سبب كفر است: «وَلكِنَّ الشَّیاطِینَ كَفَرُوا یُعَلِّمُونَ النّاسَ السِّحْرَ...»(27) «ولى شیاطین كافر شدند درحالى كه به مردم سحر یاد مى ‏دادند». بر همین اساس این آیه از ادله حرمت سحر و یكى از اسباب كفر، از نظر فقهاست.

بطلان و بى‏ ثمرى سحر:

سحر، علمى است باطل و كارى است عاطل كه هیچ سودى بر آن مترتب نیست و هرگز ساحر روى فلاح و رستگارى را نمى ‏بیند. پیامبران الهى دو حكم قاطع خدا را به مردم، آگاهى دادند:

یكى آنكه وحى، اعجاز و كرامت سراسر حق و رستگارى و صلاح است.

دیگر آن‏كه سحر، طلسم، شعبده و نظایر آن سراسر باطل است و هیچ اثر مفیدى بر آنها مترتب نیست، از این‏رو كسى كه از روح و ریحان وحى، برخوردار باشد، همچون حضرت مسیح مى‏گوید: «وَ جَعَلَنى‏ مُبارَكاً أَیْنَ ما كُنْتُ...» «هر جا كه باشم مرا با خیر و بركت قرار داده است...» و كسانى كه گرفتار «چركابه» سحر و «خار خشك» طلسم و سرّ شعبده باشند، همچون ساحران فرعون از هیچ چیزى بهره نمى‏ برند و شبیه برده‏اى هستند كه مولاى او، وى را براى هر كارى بگمارد و به هر سمتى بفرستد خیرى براى خود نمى‏آورد.

حضرت موسى هم به اصل مطلب، یعنى بطلان سحر پرداخت و فرمود:...ما جِئتُم بِهِ السّحرَ اِنّ اللَّه سَیُبطُلُه (28) «آنچه به میان آوردید، سحر است و به زودى خداوند آن را باطل خواهدكرد».

بنابراین یهودیان بنى ‏اسرائیل و هر یهودى دیگر كه به تعالیم حضرت موسى، آگاه بود، هم از منظر حكمت نظرى مى‏توانست به بطلان سحر بنگرد و هم از مجراى حكمت عملى به بى‏ثمر بودن آن پى ببرد و یهودیان معاصرِ نزول قرآن كریم از هر دو منظر، آگاه بودند و آنچه سبب اقدام آنها به سحر و قیام آنان به نشر جادو بود، همان جهالت عملى، یعنى بى‏عقلى بود جهالت علمى و بى ‏اطلاعى، زیرا تورات به هر دو قسمت یاد شده، عنایت دارد.(29) پس آنان به مصداق:«...و اَضَلَّهُ‏اللَّهُ عَلى‏ عِلْمٍ...» «وخداوند او را دانسته گمراه ساخت»، بودند چون عالمانه، راه كج را انتخاب كردند.

اذن تكوینى‏:

مطلق محرّمات، اذن تكوینى دارد نه تشریعى، مثلاً غیبت یا حرام ‏خوارى گرچه تشریعاً ممنوع است، اما تكویناً مأذون است وگرنه انجام ‏دهنده، ناچار و مجبور خواهد بود و زمینه‏ ى امتحان و آزمایش نخواهد داشت.

هر كار خیر و شر در جهان، باید به اذن تكوینى خدا باشد وگرنه تفویض مستحیل لازم مى ‏آید و مستلزم این است كه «معلول ممكن» از «علت واجب» بى‏ نیاز باشد، بنابراین علت ها همه به اذن خداوند اثر مى ‏كند و نتیجه مى ‏دهد. این اصل مهمى است كه باید در لوح ضمیر مؤمن به وضوح كامل رسیده باشد. نزدیك‏ترین مثالى كه در چنین موردى براى این اصل مى‏ توان آورد، این است كه اگر دست را به آتش نزدیك كنى مى‏سوزد، ولى این سوختن به اذن خداست زیرا خداوند خاصیت سوزندگى را در آتش و احتراق را در دست قرار داده است و هرگاه خداوند اراده كند، مى‏ تواند این خاصیت را خنثى سازد چنانكه در داستان حضرت ابراهیم اتفاق افتاد. سحر و جادو هم، چنین است(30).

تفاوت سحر با معجزه‏:

1. سحر، متكى به نیروى محدود انسانى است، ولى معجزه از قدرت بى‏ پایان و لایزال الهى سرچشمه مى‏ گیرد.

2. سحر احتیاج به تمرین و ممارست قبلى دارد ولى معجزه، احتیاج به تمرین و تكرار ندارد.

3. ساحر هرگز نمى‏ تواند كار خارق‏ العاده را طبق پیشنهاد مردم انجام دهد مگر اینكه به صورت تصادفى با كار او تطبیق كند، ولى پیامبران بارها و بارها، معجزات (پیشنهادى) مهمى را كه مردم حق‏طلب به عنوان سند نبوت مى‏خواستند، انجام مى‏دادند.

4. سحر، چون یك كار انحرافى است، طبعاً روحیاتى هماهنگ آن مى‏ خواهد و ساحران چون افرادى متقلب و حیله‏ گر هستند از مطالعه و بررسى روحیات و اعمالشان خیلى زود مى ‏توان شناخت درحالى كه اخلاص و پاكى انبیاء، سندى است كه با اعجاز آنها درآمیخته و اثر آن را مضاعف مى‏كند.

5. پیامد سحر، شكست و گمراهى؛ و پیامد معجزه، رستگارى است(31).

6. معجزه، حق است ولى سحر، باطل.

7. اعمال ساحران كارهایى است بى‏ هدف، محدود و كم ‏ارزش ولى معجزات پیامبران، اهداف روشن اصلاحى، انقلابى و تربیتى دارد(32).

8. تولیدات ساحران در محدوده شعاع وجودى نفس پلید آنان است و از علم غیرصحیح نشأت گرفته، از این‏رو مبتلا به نقایص است ولى ره‏ آورد انبیاء و اولیاء در قلمرو هستى خارجى است كه از آگاهى ‏هاى صحیح ناشى مى‏ شود. از اینرو مبتلا به هیچگونه نقیصه ‏اى نمى‏ باشد.

9. سحر، تنها تصرف در درون مسحور است و ساحر با كار خود در خیال بیننده اثر مى ‏گذارد، آنگاه خیال بیننده در خود بیننده مؤثر مى‏شود و در پى آن، امید و نشاط یا هراس و غم و مانند آن به وجود مى‏آید، اما معجزه تأثیر در عالم خارج و تغییر واقعیت است، چنانكه چوبى حقیقتاً به اژدها تبدیل مى‏ شود یا سنگى واقعاً شكافته مى‏ شود و از آن چشمه ‏هاى آب مى‏جوشد(33).

10. سحر مطلبى است فكرى و قابل انتقال به دیگران درحالى كه معجزه راه فكرى معینى ندارد و از راه تعلیم وتعلم، قابل انتقال به دیگران نیست. مثلاً كسى نمى‏تواند از پیامبرصلى الله علیه وآله یاد بگیرد كه چگونه ماه، شكافته مى‏شود(34).

11. سحر به دست غیر معصوم ظاهر مى‏شود ولى معجزه قدرت الهى است كه به دست پیامبر و امام معصوم ظاهر مى‏شود(35).

12. ساحران، افراد دنیاپرستى هستند كه اساس كارشان بر تحریف حقایق است در حالیكه دعوت انبیاء و محتواى آن گواه بر صدق معجزات آنهاست(36).
13. ساحران به حكم كار و فنّشان كه جنبه انحرافى و اغفال‏گونه دارد، افرادى سودجو و منحرف هستند اما پیامبران مردمى حق‏طلب، دلسوز، پاكدل و پارسا هستند(37)

سحر در منظر فقه و حدیث‏:

از دیدگاه علم فقه، سحر و جادوگرى از شراب‏خوارى و شراب‏فروشى و مانند آن بدتر است، زیرا درباره شراب گرچه تعابیرى همچون «رجس» آمده و نوشیدن آن معصیت بزرگ محسوب مى‏ شود، ولى به سود (مادى) اجمالى آن اشاره شده است. اگرچه تصریح شده كه گناه آن بیشتر از منفعت آن است(38):«... وَ اِثْمُهُما اَكْبَرُ مِنْ نَفْعِهِما...»(39) «گناه و ضرر شراب خوردن و قماربازى از نفع آن دو بیشتر است». ولى درباره سحر، منفعت به ‏طور كلى نفى شده است زیرا كار بیهوده‏اى است كه هیچ سودى بر آن مترتب نیست. «... و یَتَعَلَّمونَ ما یَضُرُّهم و لا یَنْفَعُهم...» «و چیزى مى‏ آموختند كه به مردم ضرر مى‏ رساند و سودى نداشت.»

بنابراین چون نفع اندك هم از سحر منتفى است، از این‏رو فساد و تباهى آن ملاك تامّ براى حرمت مى‏شود. بر همین اساس ساحران از شراب‏خواران و شراب‏فروشان بدترند. سحر، كار شیطان است و بدین جهت به كار گرفتن آن كفر و موجب از دست رفتن ذخیره‏هاى آخرت است(40).
رسول خدا فرمود: من مَشى الى ساحرٍ اَوْ كاهنٍ اَو كذّابٍ یُصَدِّقُه بما یَقولُ فَقَد كَفَرَ بما انزلَ اللَّهُ مِن كتابٍ(41).

«هر كس به سوى جادوگر یا كاهن یا دروغ‏گویى برود و گفتارش را تصدیق كند به كتاب خدا كافر شده است».
باز پیامبر فرمود: «جادوگر مسلمان باید به قتل برسد زیرا سحر و جادو به شرك نزدیك است»(42).


همچنین امیرالمؤمنین‏ علیه السلام فرمود:

«هر كس چیزى از جادوگرى را فراگیرد به پایان زندگى رسیده است و حد وى كشتن است مگر آنكه توبه كند»(43). باز حضرت على‏ علیه السلام‏ پیش‏گویى از راه علم ستاره‏ شناسى را نهى كرده است، زیرا پیش‏گویى دروغین، انسان را به جادوگرى مى‏ كشاند و غیب‏گو همچون جادوگر است و جادوگر همچون كافر و كافر در آتش جهنم است(44). در این احادیث، امورى مطرح است همچون: اثبات حرمت سحر، اینكه سحر در اسلام ممنوع است و از گناهان كبیره است، اینكه ساحر بهره‏ اى از فیض آخرت ندارد و دچار كفر مى‏ گردد، اینكه اعدام كردن، كیفر جادو كردن است نه صِرف تعلیم وتعلم آن، رعایت احتیاط در حفظ وجان مردم و كیفیت اثبات ساحر بودن كسى لازم است. تحلیل نهایى این امور بر عهده فن شریف كلام و فقه است، زیرا برخى از مطالب آن از سنخ مسائل كلامى است و بعضى دیگر مربوط به فروع فقهى است(45).

=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=

www.masafportal.com

=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=

پی نوشت ها:

1) دایرةالمعارف فارسى، به سرپرستى غلام حسین مصاحب، ج 1، ص 1276
2) فرهنگ انگلیسى به فارسى،
3) تاریخ جادوگرى، دكتر ایرج گلسرخى، ص 17 - 16.
4) معجم مقاییس‏اللغة، احمد ابن فارس ابن زكریا، ج 3، ص 138،ماده سحر
5) مفردات‏الفاظالقرآن، راغب اصفهانى،ماده «سحر»
6) قرآن پژوهى، بهاءالدین خرمشاهى، ج 2، ص 1193
7) دایرةالمعارف جامع اسلامى، سید مصطفى حسینى دشتى، ج 6، ص 212
8) تفسیر جامع، حاج سید ابراهیم بروجردى، ج‏1، ص 231
9) تفسیر نمونه، ج 13، ص -241 - 240
10) همان، ص 23
11) تاریخ جادوگرى، ص 22
12) دایرةالمعارف فارسى، ج 1، ص 717
13) مأخذ قبل، ص 10
14) همان، ص 11
15) تفسیر تسنیم، آیت‏اله جوادى آملى، ج 5، ص 692
16) سوره ذاریات، آیه 52
17) تفسیر نمونه، ج‏1، ص 261.
18) دایرةالمعارف فارسى، ج 1، ص 717
19) تاریخ جادوگرى، ص 123
20) همان، ص 292
21) دایرةالمعارف فارسى، ج‏1، ص 717
22) قرآن‏پژوهى، ج 2، ص 1194
23) همان/ ص 1194
24) سوره طه/ آیه 66
25) تفسیر نمونه / ج 1، ص 268
26) تسنیم، ج 5، ص 676
27) سوره بقره/ آیه 102
28) سوره مریم/ آیه 31
29) سوره یونس / آیه 81
30) سوره جاثیه/ آیه 23
31) تفسیر نمونه/ ج 13 / ص 242
32) همان/ ج 8 / ص 358
33) تسنیم/ ج 5 / ص 699-698
34) همان/ ص 701
35) تفسیر جامع/ ج 1 / ص 232
36) تفسیر نمونه / ج 16 / ص 81
37) همان/ ج 8 / ص 359
38) تسنیم/ ج 5 / ص 691
39) سوره بقره/ آیه 219
40) تفسیر فى ظلال قرآن/ ج 1 / ص 200
41) سفینةالبحار/ شیخ عباس قمى/ ج 1 / ص 605
42) آثارالصادقین/ آیت‏اللَّه احسان‏بخش/ ج 8 / ص 348
43) وسائل ‏الشیعه إلى تحصیل مسائل‏الشریعة/ حر عاملى/ ج 18 / ص 577
44) نهج ‏البلاغة/ ترجمه محمد دشتى/ خطبه 79
45) تسنیم/ ج 5 / ص 728