تبلیغات
یک فنجان چای داغ - تفسیر - غنا و سخنان لهو
تاریخ : سه شنبه 20 دی 1390 | 06:21 ب.ظ | نویسنده : امیر حسین عربان
وَمِنَ النَّاسِ مَن یَشْتَرِی لَهْوَ الْحَدِیثِ لِیُضِلَّ عَن سَبِیلِ اللَّـهِ بِغَیْرِ عِلْمٍ وَیَتَّخِذَهَا هُزُوًا أُولَـٰئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ مُّهِینٌ ﴿٦﴾ لقمان

--   و بعضى از مردم سخنان بیهوده را مى‏ خرند تا مردم را از روى نادانى، از راه خدا گمراه سازند و آیات الهى را به استهزا گیرند براى آنان عذابى خواركننده است! (6) لقمان

--   And of men is he who takes instead frivolous discourse to lead astray from Allah's path) and corrupt without knowledge, and to take it for a mockery These shall have an abasing chastisement (6)loghman

تفسیر و نکات:

در این آیات، سخن از گروهى است كه درست در مقابل گروه" محسنین" و" مؤمنین" قرار دارند كه در آیات گذشته مطرح بودند.

در اینجا سخن از جمعیتى است كه سرمایه ‏هاى خود را براى بیهودگى و گمراه ساختن مردم به كار مى‏گیرد، و بدبختى دنیا و آخرت را براى خود مى‏خرد!

 نخست مى‏فرماید:" بعضى از مردم، سخنان باطل و بیهوده را خریدارى مى‏كنند تا خلق خدا را از روى جهل و نادانى، از راه خدا گمراه سازند" (وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یَشْتَرِی لَهْوَ الْحَدِیثِ لِیُضِلَّ عَنْ سَبِیلِ اللَّهِ بِغَیْرِ عِلْمٍ(

" و آیات خدا را به استهزاء و سخره گیرند" (وَ یَتَّخِذَها هُزُواً)

و در پایان آیه اضافه مى‏كند:" عذاب خوار كننده از آن این گروه است" (أُولئِكَ لَهُمْ عَذابٌ مُهِینٌ(

خریدارى كردن سخنان باطل و بیهوده یا به این گونه است كه به راستى افسانه‏هاى خرافى و باطل را با دادن پول به دست آورند، آن چنان كه در داستان" نضر بن حارث" خواندیم.

و یا از این طریق است كه براى ترتیب دادن مجالس لهو و باطل و خوانندگى كنیزان خواننده خریدارى كنند، چنان كه در حدیث پیامبر ص ضمن شان نزول بیان شد.

و یا صرف كردن مال به هر صورت و به هر طریقى كه به وسیله آن به این هدف نامشروع یعنى سخنان باطل و بیهوده برسند.

عجب اینكه این كوردلان مطالب باطل و بیهوده را به گرانترین قیمت خریدارى مى‏كردند، اما آیات الهى و حكمت را كه پروردگار، رایگان در اختیارشان گذارده نادیده مى‏گرفتند.

این احتمال نیز وجود دارد كه خریدارى (اشتراء) در اینجا معنى كنایى داشته باشد و منظور از آن هر گونه تلاش و كوشش براى رسیدن به این منظور است.

 ضمیر" یتخذها" به" آیات الكتاب" باز مى‏گردد كه در آیات قبل آمده است، بعضى نیز احتمال داده‏اند كه به" سبیل" بر گردد، كلمه" سبیل" گاهى به صورت مذكر و گاه به صورت مؤنث در آیات قرآن آمده است.

و اما" لَهْوَ الْحَدِیثِ"، مفهوم وسیع و گسترده‏اى دارد كه هر گونه سخنان یا آهنگهاى سرگرم كننده و غفلت‏زا را كه انسان را به بیهودگى یا گمراهى مى‏كشاند در بر مى‏گیرد، خواه از قبیل" غنا" و الحان و آهنگهاى شهوت‏انگیز و هوس‏آلود باشد، و خواه سخنانى كه نه از طریق آهنگ، بلكه از طریق محتوى انسان را به بیهودگى و فساد، سوق مى‏دهد.

و یا از هر دو طریق، چنان كه در تصنیفها و اشعار عاشقانه خوانندگان معمولى است كه هم محتوایش گمراه كننده است و هم آهنگش! و یا مانند داستانهاى خرافى و اساطیر كه سبب انحراف مردم از" صراط مستقیم" الهى مى‏گردد.

و یا سخنان سخریه آمیزى كه به منظور محو حق و تضعیف پایه‏هاى ایمان مطرح مى‏شود، همانند چیزى كه از ابو جهل و یارانش نقل مى‏كنند كه رو به قریش مى‏كرد و مى‏گفت:" مى‏خواهید شما را از" زقوم" كه" محمد" ما را به آن تهدید مى‏كند اطعام كنم؟! سپس مى‏فرستاد و" كره و خرما" حاضر مى‏كردند و مى‏گفت:

این همان" زقوم" است! ... و به این ترتیب آیات الهى را بباد استهزاء مى‏گرفت.

به هر حال" لهو الحدیث" معناى گسترده‏اى دارد كه همه اینها و مانند آن را فرا مى‏گیرد، و اگر در روایات اسلامى و سخنان مفسرین روى یكى از اینها انگشت گذارده شده است هرگز دلیل بر انحصار و محدودیت مفهوم آیه نیست.

در احادیثى كه از طرق اهل بیت ع به ما رسیده تعبیرهایى دیده مى‏شود كه بیانگر همین وسعت مفهوم این كلمه است:

از جمله در حدیثى از امام صادق علیه السلام مى‏ خوانیم:

الغناء مجلس لا ینظر اللَّه الى اهله، و هو مما قال اللَّه عز و جل" وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یَشْتَرِی لَهْوَ الْحَدِیثِ لِیُضِلَّ عَنْ سَبِیلِ اللَّهِ"

:" مجلس غنا و خوانندگى لهو و باطل، مجلسى است كه خدا به اهل آن نمى‏نگرد، (و آنها را مشمول لطفش قرار نمى‏دهد) و این مصداق همان چیزى است كه خداوند عز و جل فرموده" بعضى از مردم هستند كه سخنان بیهوده خریدارى مى‏كنند تا مردم را از راه خدا گمراه سازند"

تعبیر به" لَهْوَ الْحَدِیثِ" بجاى" الحدیث اللهو" گویا اشاره به این است كه هدف اصلى آنها همان لهو و بیهودگى است، و سخن، وسیله‏اى براى رسیدن به آن است.

جمله" لِیُضِلَّ عَنْ سَبِیلِ اللَّهِ" نیز مفهوم وسیعى دارد كه هم گمراه كردن اعتقادى را شامل مى‏شود آن چنان كه در داستان نضر بن حارث و ابو جهل خواندیم و هم منحرف ساختن اخلاقى آن چنان كه در احادیث غنا آمده است.

تعبیر" بغیر علم" اشاره به این است كه این گروه گمراه و منحرف حتى به مذهب باطل خود نیز ایمان ندارند، بلكه صرفا از جهل و تقلیدهاى كوركورانه پیروى مى‏كنند، آنها جاهلانى هستند كه دیگران را نیز به جهل و نادانى خود گرفتار مى‏سازند.

این در صورتى است كه تعبیر" بغیر علم" را توصیف براى گمراه كنندگان بدانیم، اما بعضى از مفسران نیز احتمال داده‏اند كه توصیفى براى" گمراه شوندگان" باشد، یعنى مردم جاهل و بیخبر را ناآگاهانه به وادى انحراف و باطل مى‏كشانند.

این بیخبران گاه از این هم فراتر مى‏روند، یعنى تنها به جنبه‏هاى سرگرمى و غافل كننده این مسائل قانع نمى‏شوند، بلكه سخنان لهو و بیهوده خود را وسیله‏اى براى استهزاء و سخریه آیات الهى قرار مى‏دهند، و این همان است كه در آخر آیه فوق به آن اشاره كرده، مى‏فرماید: و یتخذها هزوا.

اما توصیف عذاب به" مهین" (خوار كننده و اهانت بار) به خاطر آن است كه جریمه باید همانند جرم باشد، آنها نسبت به آیات الهى توهین كردند، خداوند هم براى آنها مجازاتى تعیین كرده كه علاوه بر دردناك بودن توهین آور نیز مى‏باشد




طبقه بندی: بیشتر بدانیم،  دینی،  فلسفی،  اجتماعی،